جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

610

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

هيچ‌وجه و قطعا طرف هيچ جانبى را نخواهيم گرفت و با احدى پيمانى نداريم و زير - بار هيچ‌گونه تعهدى هم نيستيم . علاقهء ما خدمت به مملكت است و در اين راه فقط احتياجات واقعى او را در نظر داريم ، ما طرفدار ترقى هستيم و از هرگونه تحقق آن حمايت مىنمائيم ، ولى هيچگاه راه تملق فرومايگان را نخواهيم پيمود و نسبت به اركان قدرت ، چاپلوسى نخواهيم كرد . ما از هر قسم فكر و مرام درست دفاع و هر كار خلافى را سرزنش خواهيم كرد و هرگاه آن اعمال مخالف قانون باشد شدت شماتت ما دوچندان خواهد شد . جنگ و پيكار بر ضد دزدى و فساد و آنانى كه عامل آنند - ترقى و عدالت و حق شعار ما و برنامهء ماست و با تمام دقت هم خود را صرف آن خواهيم كرد كه شايستهء علاقهء مردم باشيم و خود را به منزلهء قهرمان حقوق اين كشور و هموطنان خويش آماده مىسازيم » . اين حرفها در گوش ايرانيان مثل اين بود كه سر پىترونت‌ورث در پارلمان ( انگلستان ) راجع به اليزابت ( ملكه ) سخنورى نمايد يا كايوس گراكوس « 1 » در مجلس زعماى رم طوفان سخن برانگيزد كه تجاوز نسبت به همهء آن چيزهائى بود كه در ايران سخت گرامى است . پس بىدرنگ با اخراج نويسندهء خطاكار مقاله ، روزنامهء جسارت‌پيشه را براى هميشه تعطيل كردند . اين شماره كه من عبارت‌هاى فوق را از آن اقتباس كردم در تاريخ روزنامه‌نويسى نمونهء ممتازى است و سزاوار كنجكاوى . همين وزير ( اعتماد السلطنه . م ) مجله‌اى هم نظامى در تهران راه انداخت ، ولى بيش از هفده هجده شماره درنيامد . در سال 1885 روزنامه‌اى قدرى مرتب‌تر و نيمه رسمى به زبان فرانسه با عنوان « نداى ايران » انتشار يافت كه بعدا از بين رفت « 2 » و روزنامه‌اى هم در تبريز منتشر گرديد كه زود تعطيل شد . كالج سلطنتى ( دار الفنون ) نيز مجله‌اى

--> ( 1 ) - Caius gracchus ( 2 ) - اعتماد السلطنه در كتاب المآثر و الآثار اين روزنامه را نوشتهء خود وانمود كرده است ، ولى گويا روزنامهء اكودوپرس را بارن دونورمان ، مهندس بلژيكى كه براى طرح‌ريزى راه‌آهن ايران استخدام شده بود مىنوشته است . مترجم .